تبلیغات
Trip LoVE Omran
 

خودم

نوشته شده توسط :امیر خرمی
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390-04:46 ق.ظ

سلام خوفین ببخشید چند وقت نیومدام یک مشکل بزرگ داشتم
دوباره بروز میکونم

امیر خرمی

http://bia2fars.ir/wp-content/upload/images/love03.jpg


love

نوشته شده توسط :امیر خرمی
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390-04:34 ق.ظ

love_sky(1).jpg


قشنگ.عشقولانه

نوشته شده توسط :امیر خرمی
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390-04:31 ق.ظ

امشب به قصه دل من گوش میكنی

فردا مرا چو قصه فراموش میكنی

این در همیشه در صدف روزگار نیست

می گویمت ولی تو كجا گوش میكنی

دستم نمی رسد كه در آغوش گیرمت

ای ماه با كه دست در آغوش میكنی

در ساغر تو چیست كه با جرعه نخست

هشیار و مست را همه مدهوش میكنی

گر گوش میكنی سخنی خوش بگومیت

بهتر ز گوهری كه تو در گوش میكنی

 

جام جهان ز خون دل عاشقان پر است

حرمت نگاه دار اگرش نوش میكنی

سایه چو شمع شعله در افكنده ای به جمع

زین داستان كه با لب خاموش میكنی




عشق

نوشته شده توسط :امیر خرمی
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390-04:28 ق.ظ

کاش به حدی توان داشتم،

که وقتی بعد این همه مدت دیدمش،

میتونستم تمام حرفای دلمو بهش بزنم



قشنگ.عشقولانه

نوشته شده توسط :امیر خرمی
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390-04:26 ق.ظ

زندگی به من آموخت چگونه اشك بریزم ولی اشك نیاموخت چگونه زندگی كنم تو به من آموختی چگونه دوستت بدارم ولی نیاموختی چگونه فراموشت كنم

 

 

 

کاش قلبم درد تنهایی نداشت چهره ام هرگز پریشانی نداشت برگهای آخر تقویم عشق حرفی از یک روز بارانی نداشت



عشق

نوشته شده توسط :امیر خرمی
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390-04:24 ق.ظ

 

قطری ازاشک زد بهم دنیای مار

 

جوانیم گله دارد ازاین زندگانیم

 

                                    حدیث من

 

         حدیثم را نمدانی تمام مردم این شهر می دانند

 

              به هر کس نام من گویی گویند ولش کن مرد بد نامیست

 

                  رفیق بادو بنگ است برو برو از من گریزان باش با دیگری عهدوپمان

 

                                         باش حدیث من همه درد است درد یک مرد است  

 

   

 



خط تعادل

نوشته شده توسط :امیر خرمی
پنجشنبه 24 تیر 1389-02:10 ق.ظ

گاهی اوقات یه محدوده زمانی واسه آدمیزاد پیش می یاد که اگرچه با سختی همراهه.اما شیرینی اونا موقعی می چشیش که دیگه اون محدوده زمانی تموم شده باشه.یه نگاهی هم که به اون دوره بندازی می بینی که نه...زیاد هم بد و سخت نبود.این تو بودی که یه کم سخت گرفتیش.زندگی ما آدما مثه یه خطی میمونه که روش تعادلمون را حفظ میکنیم.بعضی ها از یکدیگه سبقت میگیرند.سخت تو تلاشند و مغزشون داغه واسه رقابت.بعضی هاشونم به این امور اهمیت نمیدند و دارند چیزی را تو خودشون جست و جو میکنند که ممکنه باعث خوشبختی باشه  یا ناکامی.یکیش مثله من.مغز و افکارم به همسالی هام نرفته و گاهی وقتا حرفای گنده میزنم و جر و بحثهای خیلی جدی با آدم بزرگا...که شاید بشه حرفای من روزی ثابت بشند...




ویژگی عشق

نوشته شده توسط :امیر خرمی
پنجشنبه 24 تیر 1389-02:08 ق.ظ

... عشق ویژگی های خاصی نسبت به دیگر حالات انسان دارد که اولین ویژگی عبارت است از: .بیشتر حالات و ...
... خلق و خوی انسان موقت و زود گذر می باشد ، ولی عشق نسبت به حالات دیگر دائمی تر و پایدار تر است ...
... ویژگی دوم عشق این است که هدف عشق رسیدن به عرفان وشناخت و پیشرفت است چون وجود علاقه نسبت به معشوق ...
... باعث می شود که پشتکار فرد در تمام اهداف بالا رود و یاس به خود راه ندهد ...

... سومین ویژگی عشق این است که عشق از تفکر و شناخت به وجود می آید ، زیرا تا زمانی که یک فرد ...






... چیزی یا شخص خاصی را نشناسد نمی تواند عاشق آن گردد . فرد ابتدا با شناخت اولیه نسبت به یک موضوع ...
... به آن علاقمند شده و سپس با ارزشمند ساختن آن موضوع برای خود ، عاشق آن موضوع می شود ...
... چهارمین ویژگی عشق این نکته است که در عشق هدفهای بلند مدت دنبال می شود . فرد عاشقی که تنها ...
... هدفش رسیدن به معشوق است از عشق درستی بر خوردار نیست . زیرا وقتی که به معشوق خود رسید ..
... عمر عشقش به پایان می رسد ...

... پنجمین ویژگی عشق این است که در عشق ، احساسات در اختیار عقل و فکر در می آید . فردی که دارای عشق ...
... حقیقی است فردی منطقی و خرد گرا است . در عشق تصمیمات توسط عقل و فکر صورت می گیرد و احساسات ...
... در سلیقه ها و چیز های دلخواه اعمال می شود این عمر نشان می دهد که عواطف بعد از شناخت به وجود می آید ...
... ششمین ویژگی عشق این نکته است که فرد عاشق ‌با ادامه عشق خود به شناخت و معرفت بیشتری می رسد ...
... و این شناخت بیشتر باعث نزدیکتر شدن وی به واقعیات می شود . این نزدیکی باعث می شود که زندگی را ...
... واقع بینانه تر در یابد و تصمیم های منطقی تر بگیرد ...

... هفتمین ویژگی عشق این است که در عشق آزادی و استقلال دیده می شود . فرد عاشق ،‌وابستگی مادی و معنوی به ...
... معشوق ندارد و بدون وجود معشوق نیز ، میتواند به زندگی ادامه دهد. عاشق با میل و اراده خود به معشوق ...
... عشق میورزد و اجباری در عشق ورزی ندارد .عشق با شناختی که به عاشق می دهد ، باعث آزاد شدن او از ...
... وابستگیهای غیر لازم و احساس بی نیازی در او میگردد ...
... هشتمین ویژگی عشق این است که در عشق تعادل و ثبات دیده می شود و همین است که باعث دوام عشق میشود ...
... این تعادل و ثبات باعث به وجود آمدن آرامش زیبائی در عاشق میشود . عشق حقیقی تعادل جسمی و روانی ...
... عاشق را بر هم نمی زند و بسیار تند و آتشین نیست . عشق حیقیقی سوزاننده نیست بلکه فروزاننده و روشنگر است ...

... نهمین ویژگی عشق این است که در عشق هویت عاشق حفظ میشود . یعنی فقط عاشق به دنبال ویژگیهای خاصی ...
... است که باعث عشق ورزیدن به معشوقش گردیده است و عشق باعث نمیشود که هویت عاشق از بین برود و فرد عاشق ...
... خود را جزئی از معشوق بداند ...
... دهمین ویژگی عشق این نکته است که فرد عاشق احساس مالکیت نسبت به معشوق خود ندارد . یعنی عاشق فکر نمیکند ..
... که معشوق حتما و صرفا در انحصار او قرار دارد ...







LOVE

نوشته شده توسط :امیر خرمی
پنجشنبه 24 تیر 1389-01:52 ق.ظ

عاشق مانند دریای هست که عاشقاندر ان پارومی زنند

عشق خشن هست و در عین حال ناپایدار و سر شار از اطمینان و دوست داشتنی

عشق مهمانی هست که بدونه دعوت وارد میشود فقط کافیست در خانه کمی باز باشد

عشق نفرت رو تبدیل به محبت میکند

خشم برازنده فرشته ای جون تو نیست

خداوند به تو ثروتی داد به نام لبخند اگه یه سکه از لبخدتو تو کشکول من بیندازی منم ثروتمند میشوم

عشق بازی کودکانه نیست



عشق

نوشته شده توسط :امیر خرمی
پنجشنبه 24 تیر 1389-01:47 ق.ظ

هروقت دل کسی رو شکستی

روی دیوار میخی بکوب تا ببینی چقدر دل شکستی

هروقت دلشان را به دست اوردی

میخی را از روی دیوار بکن

تا ببینی چقدر دل به دست اوردی

اما چه فایده...؟؟

که جای میخ ها بر روی دیوار می ماند

من تمام هستی ام را در نبـــــرد با سرنــــوشت در تهاجم با زمــــان آتش زدم کشتم من بهــــار عشق را دیدم ولـــــی باور نکردم یک کلام در جزوهایم هیچ ننوشتم

من ز مقصدها پی مقصودهـــــای پوچ افتادم تا تمام خوبها رفتند و خوبی ماند در یــــادم

من به عشق منتظر بودن همه صبر و قرارم رفت

بهارم رفت عشقم مــُـــــــــــــرد

یـــــــارم رفــــت ...



LOVE

نوشته شده توسط :امیر خرمی
پنجشنبه 24 تیر 1389-01:26 ق.ظ

دلم شکسته شد
یه روز بردمش پیش پینه دوز
گفتم
:
سلام پینه دوز,
چاک دلم رو زود بدوز


,
پینه دوز تا قلبمو دید
,
به حال زار اون خندید:
"
با سنگ شکسته یا شیشه؟
!
این دل دیگه دل نمیشه
!

گفتم:" کاشکی میشکست با سنگ

,
یار داره باهام سر جنگ

,
یاری که چشماش خوشگله
,
رام کردنش چه مشکله,

بدجوری خاطرخواهشم
,
حیرون روی ماهشم
..."

پینه دوز حالم رو دید

,
حرف دلم رو شنید
خندید و گفت:


"
ای دیوونه اشکال کارت همینه



.........................................................

من به خود می گویم

چه کسی باور کرد

جنگل جان مرا

آتش عشق تو خاکستر کرد

******************************

ای مرا آسان در آوردی بدست
مانده ای در عشق پاکم مست مست
کودک احساس من با اشک و آه
زیر باران خسته و تنها نشست
گفته بودی بارها در گوش من
عشق ولکان است ای آتش پرست
چون دلم بشکست باران اشک شد
شعله ای آتش فشانم را شکست


*************************************
غم میون دو تا چشمون قشنگت لونه کرده
شب تو موهای سیاهت خونه کرده
دو تا چشمون سیاهت مثل شبهای منه
سیاهی های دو چشمت مثل غمهای منه
وقتی بغض از مژه هام پایین میاد بارون میشه
سیل غم آبادیمو ویرونی کرده
وقتی با من میمونی تنهاییمو باد میبره
دو تا چشمام بارون شبونه کرده
بهار از دستای من پر زد و رفت
گل یخ توی دلم جوونه کرده
تو اتاقم دارم از تنهایی آتیش میگیرم
ای شکوفه توی این زمونه کرده
چی بخونم جوونیم رفته صدام رفته دیگه
گل یخ توی دلم جوونه کرده
چی بخونم جوونیم رفته صدام رفته دیگه
گل یخ توی دلم جوونه کرده

 

اگر انسانها بدانند فرصت با هم بودنشان چقدر محدود است

محبتشان نسبت به هم نا محدود میشود ...



Love

نوشته شده توسط :امیر خرمی
پنجشنبه 26 آذر 1388-05:34 ب.ظ



حقیقت تلخ است!!!!!!!!!!!!!

نوشته شده توسط :امیر خرمی
پنجشنبه 26 آذر 1388-05:32 ب.ظ

سعی كن تنها باشی زیرا تنها بدنیا امدی و تنها از دنیا خواهی رفت.بگذار عظمت عشق را درك نكنی.زیرا انقدر عظیم است كه تورا نابود خواهد كرد
--------------------------
اگر روزی دشمن پیدا كردی، بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی! اگر روزی تهدیدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست! اگر روزی تركت كردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد
--------------------------------
عشقی که تو را نثار ره کردم در سینه ی دیگری نخواهی یافت ... زان بوسه که بر لبانت افشاندم سوزنده تر آذری نخواهی یافت
------------------------------
هرگز هیچ حسرتی در دنیا این چنین یک جا جمع نمی شود که در این سه واژه کوتاه : او دوستم ندارد
-------------------------------
هر کی با زمزمه عشق دو سه روزی عاشقم شد عشق اون باعث زجر همه دقایقم شد اون که عاشق بود و عمری از جدا شدن می ترسید همه هراس و ترسش به دروغش نمی ارزید
-----------------------------
دلم گرفته دلم گرفته به ایوان می روم و انگشتانم را بر پوست كشیده شب می كشم چراغهای رابطه تاریكند كسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد كرد كسی مرا به میهمانی گنجشكها نخواهد برد پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است...
-------------------------------
دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند دلم برای کسی تنگ است که تنم اغوشش را می طلبد دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند دلم برای کسی تنگ است.
----------------------------
یک جام پر از شراب دستت باشد تا حال من خراب دستت باشد این چند هزارمین شب بی خوابیست ای عشق فقط حساب دستت باشد
---------------------------
به تو سپرده بودمش..... به هزار و یک امید..... و امروز برای هزار و یکمین بار...... دلم را میبرم ...... تا شکستگی اش را ....گچ بگیرند؟؟؟
------------------------
هیچوقت از دوست داشتن انصراف نده..حتی اگه کسی بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده...عشق رو تجربه كن... حتی اگر توش شکست بخوری .......اینو بدون که اگه کسی وارد زندگیت شد و گذاشت رفت علاوه بر اینکه خاطره بجا میزاره می تونه یه تجربه هم بجا بزاره
------------------------------
امید را هیچ وقت ازکسی نگیرید شاید این تنهاچیزی است که او دارد

باور عشق



شکست عشق

نوشته شده توسط :امیر خرمی
پنجشنبه 26 آذر 1388-05:31 ب.ظ

تقدیم به کسانی که عروسک معشوق شده اند

عشق مرده

رازقی پر پر شد.

          باغ در چله نشست.

تو به خاک افتادی.         

  کمر عشق شکست.

ما نشستیم و تماشا کردیم...

....

دلم میخواد گریه کنم        برای قتل عامه گل

                برای مرگ رازقی    دلم میخواد گریه کنم.

برای نابودی عشق          واسه  زوال عاشقی..

...

وقتی که  قلبا و گل ها      شکسته و پرپر شدن.

وقتی که باغچه های عشق

                               سوختن و خاکستر شدن

من و تو از گل کاغذی    باغچه ای داشتیم توی خواب.

با  خشت های مقوایی     خونه می ساختیم روی آب

وقتی که ما تو جشن شب   ستاره بارون میشدیم.

وقتی که پشت سنگره  سایه ها پنهون میشدیم.

از نوکه باله کفترا  خونه پریدن میچکید..

صدای بیداری عشق

رو   خواب شب

خط میکشید.

...

از پشت دیوارهای شهر

انگار

صدای پا میاد!!...

آواز خونه در به در

انگار

 یه هم صدا می خواد..

ابر سیاه رفتنیه...

خورشید دوباره در می آد..

دو باره باغچه گل میده...

از

      عاشقا....

                خبر می آید..



عشق

نوشته شده توسط :امیر خرمی
پنجشنبه 26 آذر 1388-05:28 ب.ظ

فراموشت نخواهم کرد 





درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox